این حسین کیست که عالم همه دیوانه ی اوست این چه شمعی است که جانها همه پروانه ی اوست کیست این کشته که دریا شده خونین جگرش سینه ای نیست که سوزی نبرد از شررش گر بپرسند که کی لحظه ی میلادش بود گویم آن لحظه که لب تشنه جدا گشت سرش ...