تـا اطــلاع ثـانـوی ...

متن مرتبط با «قهر قهر تا قیامت» در سایت تـا اطــلاع ثـانـوی ... نوشته شده است

لحظات کوتاهی که میتونن لحظات بلند زندگیتو خراب کنن

  • نیلوبلاگ

    از طرز برخورد یه آقایی با یه خانمی خوشم نیومد چون داشت شوخیاش به سمت منم کشیده میشد،شوخی ای که من توهین تصورش میکردم....کنتکت ایجاد شد از جانب من و واقعا تند برخورد کردم،دوستم بهش گفت:دوستم عادت ندار...

    ادامه مطلب
  • بگو تا بدانم

  • نیلوبلاگ

    گاهی شنیدن توانایی های شخصی، آدمو نسبت به خودش مطمئن تر میکنه و انگیزه میده برای بهتر شدن و چقدر خوب بلدن بعضی افراد این کارو بکنن.مدیر صدام زد تا برم دفتر، شروع کرد به معرفی من به یکی از دوستانش.خانم پورابراهیم، مهندس کامپیوتر، نقاش ، صوت فوق العاده زیبایی هم دارن، اجتماعی و واقعا ما با وجودش به چیزی نیاز نداریم.بچه هاااا هم خیلی دوسش دارن.و من لبخند میزدم از شنیدن این چیزها از زبون کسی که داره منو خارج از گود رصد میکنه...هرازچندگاهی منو صدا میزنه تا معرفیم کنه:)...

    ادامه مطلب
  • استااااد پناهیان

  • نیلوبلاگ

    داریم میریم پیشش:)اندازه یه کنسرت برام هیجان داره.استادجونم اومدم... پ.ن:نماز تموم شد و منتظریم آقای پناهیان برسن...به دلیل یخ بندون کمی تاخیر دارن.چقدر عجیب بود داستانِ حضورشون اینجا!حاج آقا تعریف کر...

    ادامه مطلب
  • استاد دوست داشتنی من

  • نیلوبلاگ

    یعنی این بشر انقدر برام باارزش و قابل احترامِ که نمیتونم حدشو بگم... متاسفانه مرورگر شما، قابیلت پخش فایل های صوتی تصویری را در قالب HTML5 دارا نمی باشد. توصیه ما به شما استفاده از مروگرهای رایج و بروزرسانی آن به آخرین نسخه می باشد با این حال ممکن است مرورگرتان توسط پلاگین خود ...

    ادامه مطلب
  • خبر تازه

  • نیلوبلاگ

    هم اکنون خبر رسید کارمند ثابت بخش اداری، در مدرسه شدم،به امید اینکه درآینده ای نه چندان دور معلم بشم نمیدونم تاکی دلم بخواد بمونم مدرسه و تو اون محیط کارکنم ولی الانو دوست دارم... پ.ن:دوماه پیش بود که تو جمعی،بهم گفت:ازش بخواه برات کار اداری جور کنه انقدر دستش بازهست که بتونه بهترینو برات جورکنه.گفتم:خیلی دنبال کار نیستم،خصوصا کار با پارتی.گفت :پارتی که نم...

    ادامه مطلب
  • مادر پرستار دلم....

  • نیلوبلاگ

    امروز سالن ارشاد برنامه داشتیم جشن برای مادران به مناسبت روز مادر.... دیدنی بود حال دانش آموزانی که با موسیقی( مادر پرستار دلم ای روشنی بخش چراغ منزلم) اشک میریختن و گل های تو دستشونو بارها تو خیالشون تقدیم مادراشون میکردن و تمام زمان پخش آهنگ بااشک لبخند میزدن به نگاه ها و محبت هایی که ازسر لطف،لطفی از جنس ترحم روانه میشد به سمتشون... مادر چه واژه عجیبی بود...

    ادامه مطلب
  • داستان داریم ما :)

  • نیلوبلاگ

    میگردیم تو تقویم دنبال یه مناسبت. خب فلان روز که نه،اون روزم که نه...آها این خوبه،این عالی چون ولادتِ.یه ولادت پیدا می کنیم که مهم ترین و شیرین ترین اتفاق زندگی رو رقم بزنیم. تااینجاش که هیچی.مرسی ازاین دقتمون. اما دقیقا تو این ولادت مراسمی می گیریم پر از گناه. خب فلسفه ولادت چیه! ما خوشحالیم که ائمه وارد دنیا شدن و شادی خیلی بیشتر می چسبه. اما ائمه اومدن که چی بشه؟ اومدن کمک کنن که گناه نباشه ! شفاف سازی کردن که راهو اشتباه نریم... میگم فکر کنیم بهش هان؟ ولادت فلسفه داره.ماهایی که میف...

    ادامه مطلب
  • لطفا... هنگام سفر،فرهنگتان را هم با خود ببرید

  • نیلوبلاگ

    از همه از همه عزیزانی که تعطیلات عید رو به شهرهای شمالی سفر میکنن،یه خواهش دارم.میشه فکر کنید شهر خودتونه و فرهنگی که در شهر خودتون دارید رو هنگام سفر پیاده کنید؟اگه با فرهنگید مطمئنم این موضوع رو هرجایی که باشین در نظر می گیرین.واقعا وضع شهرهای شمالی در ایام تعطیلات تاسف برانگیزه!!!!!چرا؟!وقتی می ب...

    ادامه مطلب
  • به انتخابتان احترام بگذارید

  • نیلوبلاگ

    روی صحبتم با عده ای از آقایونه،همون آقایونی که دقیقا بعد از ازدواج معیاراشون تغییر می کنه!اون عده ای که روی صحبتم باهاشون نیست،قبل از ازدواج،معیارهاشون نشون دهنده ی افکار و اولویت هاشون هست و خب متاسفانه یا خوشبختانه،تکلیف روشنه باهاشون. اما شما آقایونی که روی صحبتم باشماست،بله شما.شمایی که آدم لذت میبره از انتخابتون....شما دیگه چرا!اینکه یه دختر با پوشش خیلی خوب،بعد از ازدواج میشه یه آدم دیگه که...،اتفاق خوبی نیست ها!قبول دارین دیگه؟و این فقط تقصیر خانم ها نیست،تقصیر شما مردها؟نه ببخشید،بزارید...

    ادامه مطلب
  • مرور کــن تا تکرار نکنــی ...

  • نیلوبلاگ

    یکی از عادت های چند سال اخیرم شده این که برگردم به گذشته و ببینم چقدر از عادت های بدم فاصله گرفتم و چقدر به عادت های خوب نزدیک شدم. نمیدونم فهمیدن این موضوع که چقدر بچگی میکردم ،به سنم مربوط میشه یا قوی تر شدن اعتقادم!واقعا نمی دونم!اما از خیلی از رفتارهام تو گذشته خجالت می کشم(این گذشته که میگم یه بازه زمانی 5 سالست)نمیگم همه عادت های بد رو اصلاح کردم ولی خب،حداقل فهمیدم اشتباه بوده و دارم تلاش میکنم برای اصلاحش. فکر میکنم اولین گام موفقیت و دور شدن از خصلت های نه چندان دوست داشتنی،ق...

    ادامه مطلب
  • قهر قهر تا....

  • نیلوبلاگ

    یادمه من و دوستم تو دوران دانشگاه این مدلی باهم حرف میزدیم،سرکلاس وقتی استادمون از این استاد حساس ها بود و مینداخت بیرون مجبور بودیم رعایت کنیم خب:)دو تا دفترچه داریم از اون حرف های یواشکی سرکلاس درس! یکتا و امیرمحمد که قهر میکنن نحوه ی آشتیشون رو دوست دارم،تو اوج قهر اینجوری باهم حرف میزنن.چون یکتا بزرگتره معتقده امیرمحمد باید به بزرگتر از خودش احترام بزاره و کمتر اذیت کنه.اصولا هم امیرمحمد واسه آشتی پیش قدم میشه.وقتی این برگه رو نزدیک در اتاقم پیدا کردم و خوندمش خندم گرفت.یهو رفتم به ساله...

    ادامه مطلب