یادمه من و دوستم تو دوران دانشگاه اینمدلی باهم حرف میزدیم،سرکلاس وقتی استادمون از این استاد حساس ها بود و مینداختبیرون مجبور بودیم رعایت کنیم خب:)دو تا دفترچه داریم از اون حرف های یواشکیسرکلاس درس!
یکتا و امیرمحمد که قهر میکنن نحوه یآشتیشون رو دوست دارم،تو اوج قهر اینجوری باهم حرف میزنن.چون یکتا بزرگتره معتقدهامیرمحمد باید به بزرگتر از خودش احترام بزاره و کمتر اذیت کنه.اصولا هم امیرمحمدواسه آشتی پیش قدم میشه.وقتی این برگه رو نزدیک در اتاقم پیدا کردم و خوندمش خندمگرفت.یهو رفتم به سالها قبل،به دوران بچگی خودم و مرور کردم قهرو آشتی های اوندورانو.
من هنوزم مثل بچگی هام قهر میکنم.وقتیدلخور میشم محاله بتونم تو صورت طرف مقابل نگاه کنم،اینجوریه که دراکثرمواقع بادیدن پشیمونی کسی میبخشمش،اما زمان میبره تا بتونم دوباره تو روش نگاه کنم،یعنیحرف میزنم ولی به جای این که به طرف مقابل نگاه کنم،به درو دیوارو زمینو آسموننگاه میکنم.دست خودم نیست نمی تونم تو صورت و چشم کسی که ازش دلخورم نگاه کنم،اذیتمیشم واقعا....
آخی یادش بخیر بچگی ها!
ما را در سایت تـا اطــلاع ثـانـوی ... دنبال میکنید
برچسب: قهر قهر تا روز قیامت,شعر قهر قهر تا قیامت,قهر قهر تا قیامت, نویسنده: بازدید: 474