برای تو می نویسم

خرید بک لینک

بی اعتنا به حواسِ پرت من، به اتاقم می آید و جمله ای می گوید و می رود ومن!من فقط زمزمه می شنوم... بی اعتنا به دنیای خودم، به دنیای تو خیره شده ام!تویی که بارها دورت را خط کشیده ام.

روزهایم می گذرد در دنیایی که هر روز از با تو بودن بیشتر واهمه دارم!

می شود تو فرق داشته باشی؟انقدر که گمان کنم آرامش کنار تو را،مانند آرامش در خلوتم دوست دارم؟ آرامشی که نگیرد حال خوب در کنارخدا بودن را؟

غریبه ی امروز...آشنای فردا،چقدرخوب می شد در کوچه ی خیال تو ساعتی قدم می زدم.فکر کردن به دنیای این روزهای تو سرگرمی خوبیست برای من.نمیدانم چرا اما تو را مانند خودم تصورم می کنم امشب!مردی تنها در آرامش و سکوت شب،خیره به دوردست ها،به دنیایی فراتر از دنیا...

خوب زندگی کن، خواهش می کنم،بگذار بعدها حرف های مشترکمان زیاد باشد...

خوب زندگی کن،بگذار از خدا که خواستیم بنده خوبش را، ما را برای هم نشان کند؛)

تـا اطــلاع ثـانـوی ......

ما را در سایت تـا اطــلاع ثـانـوی ... دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 165 تاريخ: يکشنبه 2 ارديبهشت 1397 ساعت: 0:09

صفحه بندی