داشتم یه فیلم خارجی ترسناک و عاشقانه می دیدم تو روبیکا... تو این فیلم که اسمشو نمیگم:)جاوانگی و عمر ابدی برای خارجی ها مثل رویا بود،انقدر دست نیافتنی که مجبورن با تخیلات عجیبشون و باترکیب یه سری رفتارهای غیرانسانی اونو به تصویر بکشن تا به هرقیمتی ذهن رو درگیر این جاودانگی کنن...درحالی که برای عده ای از ما این جاودانگی نه تنها رویا نیست بلکه دست یافتنی و قابل باورِ و مطمئنیم به زودی جاودانگی درانتظار ماست در سرایی که دور نیست از ما.
بعداز اتمام فیلم موقع نماز عصر ،سجده که میکردم یه حس غرور عجیبی داشتم،یه افتخاری ته وجودم بود که تهش بهش گفتم:
خدای یگانه و جاودانه من...ازاینکه مخلوق خالقی چون تو هستم ذوق زدم و ممنونم که هستی...از اینکه خدایی چون تو دارم افتخار میکنم
بزرگترین افتخار من مخلوق تو بودنِ:)
ما را در سایت تـا اطــلاع ثـانـوی ... دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 163