چشمانت را دوخته ای به صفحه گوشی! صفحه لپتاپ یا صفحه کامپیوتر شخصی گوشه اتاق یا محل کارت ؟بگذار اینبار من تو را تجسم کنم.
فرقی نمیکند کجا،من فکر میکنم وقت استراحتت یابه دنبال مطلب خاصی خواسته ای کمی وبگردی کنی، اتفاقی یا طبقپیگیری های قبلی رسیده ای به اینجا...کمی وب را بالا و پایین میکنی،کمی به عنوانها خیره میشوی، منتظری کلمه ای جمله ای چیزی نظرت را جلب کند تا بهانه ای باشدبرای دقایقی ماندن در اینجا.
شاید دنبال عنوانی هستی که با حال فعلی اتتطابق دارد، یا برگی از گذشته ات باشد و یا شاید ترسیمی از آینده که میخواهی زندگیاش کنی.
شاید میخواهی بدانی بقیه حالشان چطور است، چه کسی چگونه بازندگی کنار می آید!
شاید هم دنبال راهی بوده ای برای فرار از جمعی که چشمتافتاده به اینجا و دقایقی صفحه روبه رویت را با نگاهت مرور کرده ای بی هیچ انگیزهای.
شاید هم میگویی: اینها هم حالشان خوب است،خوشی زده زیردلشانهی تند و تند پست می گذارند که چه! که چندنفر را مخاطب خودشان کنند! اصلا هم مشخصنیست کدامش را راست نوشته اند کدامش را دروغ!
شاید اندکی از مطلب را که خواندی قصد رفتن از خانه ام راداشتی.
شاید هم همراهم بوده ای تا انتهای پست و صادقانه باورم کردهای و آخرش یک دل سیر فکر کرده ای به تمام کلمات و جملات و دست نوشته های من و بعدبا خودت گفته ای: احتمالا باز هم بهاینجا سر خواهم زد.
شاید کمو بیش آشنا باشی و نوشته هایم برایت ملموس تراز بقیهباشد و دوست داشته باشی بخوانی ام و بدانی ام،دنبال جمله ای باشی که در خطاب به تونوشته باشم!خطاب به روزهایی که خیلی خوب،بد گذشت.یا روزهایی که خوب گذشت اما ...گذشت.
شاید تنهایی، در دنیایی که درکش نمی کنی و کمی خسته ای ازاینکه در خیابان شلوغ ذهنت به صداها گوش کنی و به تصویرهای مبهم خیره شوی،دنبالراهی هستی برای اینکه لحظاتی درخیال دیگری قدم بزنی و بی خیال خیال خودت شوی.
شاید روزهایت آنگونه که میخواهی نمی گذرد و فقط میگذرد و تو...توبه دنبال روزنه میگردی،یک خط،یک مسیر تازه لابه لای خط خطی های بقیه.
شاید هم یک خط خوانده باشی و بعدش غرق دنیای دیگری شده باشی!عین همان ها که کتاب را ورق میزنند و فقط ورق می زنند در حالی که مات جمله ای درصفحه های قبلی کتاب مانده اند!
شاید آنجا که تو هستی هوا ابری باشد بههمراه کمی باران که هوایی ات کرده،بر خلاف اینجا که آفتابش خبری از باران ندارد.فنجانیچای یا قهوه در دست داشته باشی و در دنیای مجازی در حال سفر باشی در حالی که درختخیالت را آبیاری می کنی.
شاید رفته باشی گوشه ای از حیاط یا باغ ودرهوایی آزاد،درحالی که گوشی یا لپ تاپت را دست گرفته ای،درجستجوی یک آشنا به منِناآشنا رسیده باشی.عین همان ها که می دانند ممکن است آشنایشان در دنیای مجازی،صاحبخانه ای باشد و از گوگل در یافتنش کمک می گیرند!:) (دیدم که میگم)
و شاید شااید شاید....
امروز من درباره تو نوشتم،تویی که نمی شناسمت،تویی کهندیدمت،تویی که نمیدانم کجای دنیا ایستاده ای،اما تو را دقیقا تو را حس میکنم.توهرکدام از این شاید ها را که انتخاب کرده باشی،من خوشحالم که هستی، که نفس می کشی،که زنده ای.که انتخاب شدی برای اینکه دراین دنیا مهره باشی.تو انتخاب شدی کهباشی.غرور انگیز است اینکه انتخاب خدا باشی .
ما را در سایت تـا اطــلاع ثـانـوی ... دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 149