من عاااشقعطر و ادکلن بودمو هستم،اما از یه زمانی به بعد استفادم کم شده، یعنی هر جاییاستفاده نمی کنم.تو خیابون بودیم که دوستم عطرشو از کیفش درآورد تا نشونم بده چیخریده،پرسید بزنم ببینی چه بویی داره بمونه خوب میشه،گفتم نه ممنون.اونم رو خودشتست کرد همینجوری تو راه اسپری کرد رو خودش،اون لحظه حس نکردم چیزی، وقتی رسیدمخونه:مامانم با تعجب پرسید:عطر خریدی؟گفتم نه!گفت:آخه یه عطری میده لباست!دقت کهکردم دیدم بله!عطر دوستم رو لباس منم مونده.اینکه میگن عطر دوستتو میگیری بدوناینکه بفهمی یعنی این!پس حواسا جمع.
فکر کن ایناتفاق خاص برام بیفته! فکر کن بشه! فکر کن! یعنی اگه بشه یکی از زیباترین اتفاقهای خوب زندگیم رقم میخوره و من حس خوبمو با هموطنام شریک میشم.(خدایا اینو دلممیخواد و اگه صلاح منِ برام رقم بزن که خوشحال میشم)
اگه معصومهچند سال قبل بودم شاید خیلی چیزا فرق میکرد.اما حالا،اول باید علاقشو به خدا ثابتکنه برام،اینکه میتونم کنارش باخیال راحت وبهتراز قبل بندگی کنم،اینکه قرارِپیشرفت کنم نه پسرفت چون نیاز دارم به کسی که تو این مسیر کمکم کنه.اگه ثابت کردمنم ثابت میکنم عاشقی رو بلدم وگرنه،علاقش به من حتی اگه فراتر از حد طبیعی باشهکافی نیست برای دوست داشته شدن از جانب من.خدایا کمک کن شیفته کسی که فقط شیفتهمنِ نشم،هیچوقت،هییچوقت.آمین.(خواهرم میگه شاید قرارباشه تو به کسی کمک کنی!)این یعنی به سوژه های ازدواج از زاویه دیگه نگاه کردن!:| همون زاویه ای که من...
یه سجادهخوشکل سرمه ای،یه چادر نماز سفید با توپای رنگی رنگی،یه تسبیح قدیمی مادربزرگ ،چهحال خوبیِ،خصوصا اشتیاق ختم یه صفحه از قرآن هرروز که روزامو قشنگتر میکنه.قرآنترجمه آقای انصاریان رو خریدم،میخوام اینبار ترجمه ایشونو بخونم...حواسم هست خدا ولیمراقبم باش زیاده روی نکنم تو ظواهر.
ما را در سایت تـا اطــلاع ثـانـوی ... دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 162