اینکه توجمعی همه یا اکثریت حرف همو بفهمن خیلی خوبه.اما یه جاهایی ممکنه انقدر توهین بهاعتقاداتت بشه که ترجیحت سکوت باشه.برای منِ حاضرجوابِ لجباز،سکوت زمانی تعبیریمثل مردن تدریجی رو داشت.
اما حالا برایحفظ ارزشهای اعتقادیم گاهی سکوت میکنم،برای حفظ حرمت ها گاهی سکوت میکنم،برای حفظشأن خودم گاهی سکوت میکنم،برای جلوگیری از بگومگو یا ادامه دار شدن یه موضوع بیخودکه نتیجه ای نداره وقرار نیست هم داشته باشه چون اصل موضوع مشکل داره، گاهی سکوتمیکنم،سکوت میکنم چون نمیخوام بعد از اتمام گفت وگو،رابطم با بالایی خط خطیبشه.اینکه قدرتشو داشته باشی و ازش استفاده نکنی در زمینه منفی،مثلا همین که برندهبودن وقتی به قیمت شکستن و رد شدن از خط قرمزهای خودت باشه رو نخوای،حس قشنگیداره،شاید شاااید گاهی اون لحظه سخت بگذره اما بعدش انقدر از اینکه سکوتم هزارتاتعبیر داشته درحالی که اگه حرف میزدم شاید فقط یک تعبیر وشاید اون هم غلط،حس بهتریدارم.
چقدر حرفزدن برام مسخره شده.
پ.ن1:منسکوت میکنم که بی احترامی نکرده باشم طرف تو تلگرام پیام داده: بهبعضیام حتی در حالت سکوتشون باید بگی " خفهشو" ،تو نمیدونی برای چی گفتیولی اون خوب میدونه چرا شنیده...
:))))یعنیواقعا موندم!امان ازدست ما آدما امان!مثل اینکه باید رو سکوتمم کار کنم!خودمونیمچرا بعضیا حتی طاقت سکوت رو هم ندارن!؟
پ.ن2:نکته،باتوجه به اشاره ظریفی که یه دوست داشت باید بگم،سکوت من تهاجمی نبود،یعنی خوببلدم سکوت تهاجمی رو،ولی وقتی میگم قصدم ازسکوت کنترل خودمِ برای جلوگیری از بیاحترامی،یعنی ازش استفاده نکردم.واسه همین گفتم سکوتم هزار تعبیر داره،این یعنیمیتونه برداشتی غیر از این هم داشته باشه.حالا نظرتون چیه درمورد چنین افرادی کهسکوت آزارشون میده؟!
پ.ن3:آدممعمولی مخاطب خوب بنده،ممنون که فکرکردید و جواب دادید،از تحلیلتون خوشم اومده کهترجیح دادم تو همین پست جواب بدم.باید بگم آهااااان همینه:)با توجه به شناختی کهروی من دارن سکوتم رو تفسیر میکنن و چون تقریبا میدونن کجا تو چه شرایطی چه جوابیدارم سکوتم رو دوست ندارن هرچند به رسم ادب باشه.ولی نمیدونم مقابل غریبه ها اینسکوت میتونه همین اندازه آزار دهنده باشه یا نه.
ما را در سایت تـا اطــلاع ثـانـوی ... دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 160