چه لحظه بد ووحشتناکیِ،اون لحظه که همکلاسی دوران مدرستو میبینی تو یه محیط اداری و از پشت میز پامیشه میاد بغلت میکنه و با اشتیاق میگه:معصوووووووووومه!هنوزم اینجاییییی!!!!فکر کردم برگشتی شمال!در حالی که بقیه دارن نگات میکنن که عکس العمل تورو مقابل ایینهمه محبت ببینن،اونوقت هر چی تلاش می کنی یادت بیاد اون اسمش چی بوده نمیشه!به فامییلیش فکر میکنی بازم نمیشهو یادت نمیاد،ومجبوری در جواب بگی:عزییییییییییزم چطوریییی؟
من هفته بعدم باید برم!باز بگم عزیزم!:(من واقعا شرمندم مقابل این همه محبت!چراااا من اسمشو یادم نییییست!حتی فامیلیشم یادم نیست!:(((
ما را در سایت تـا اطــلاع ثـانـوی ... دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 146