تـا اطــلاع ثـانـوی ...

متن مرتبط با «من تو بت» در سایت تـا اطــلاع ثـانـوی ... نوشته شده است

ومن گاهی...

  • نیلوبلاگ

    و من گاهی نه صورتت نه چشمانت که دلم می خواهد صدایت را ببینم... ناظم_حکمت ...

    ادامه مطلب
  • با من حرف بزن

  • نیلوبلاگ

    ازچندماه پیش ختم گروهی قرآن داشتیم تو گروه همکاران...هر هفته قرعه به نام کسی میشد و این هفته قرعه به نام من شد.خیلی دوست داشتم بدونم چه سوره ای قسمت من میشه شاید چون دلم میخواست اون سوره رو انتخاب خدا...

    ادامه مطلب
  • برای تو می نویسم۲۰

  • نیلوبلاگ

    برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید ...

    ادامه مطلب
  • واقعیت رؤیای من است

  • نیلوبلاگ

    به خاطر کندن گل سرخ ارّه آوردهاید؟چرا ارّه؟فقط به گل سرخ بگویید: تو، هی تو!خودش میافتد و میمیرد! xa0 بیژن نجدی...

    ادامه مطلب
  • دومین جلسه خوشنویسی من

  • نیلوبلاگ

    دیروز سر کلاس خوشنویسی آخرینxa0 نفر بودم کهxa0 رفتم واسه نشون دادن تمرین.وقتی تمرینهامو نشون دادم استاد هیچی نگفت و فقط نگاه کرد به تمرین.حرف نزدو بچه ها شروع کردن به اذیت من،استاد بگین پورابراهیم خراب کر...

    ادامه مطلب
  • لحظات کوتاهی که میتونن لحظات بلند زندگیتو خراب کنن

  • نیلوبلاگ

    از طرز برخورد یه آقایی با یه خانمی خوشم نیومد چون داشت شوخیاش به سمت منم کشیده میشد،شوخی ای که من توهین تصورش میکردم....کنتکت ایجاد شد از جانب من و واقعا تند برخورد کردم،دوستم بهش گفت:دوستم عادت ندار...

    ادامه مطلب
  • من از این یهویی ها دوس

  • نیلوبلاگ

    خب حس خوبیِ نصف شبی ایتارو چک کنی و یهویی, ببینی یکی که هیییییییچوقت دروغ نشنیدی ازش، یکی که حرفش حرفه،قولش قول، یکی که به آیه آیه قرآنی که حافظشِ یقین داره و تمام سعیِ ش اجراشِ،یکی که میدونی انقدرررر...

    ادامه مطلب
  • الان هیچی نمیتونم بگم،فقط...

  • نیلوبلاگ

    شهدا مچکرم!بعدا می نویسم،الان باید برم عجب مردونه صفتن این شهدا!!عجب رنگ خدا دارن این شهدا! دیده بودم یه قدم برداری خدا صد قدم بر میداره،اما شهدا رو انقدر واضح!!!! نمیدونم واقعا تأثیر اون ِِ یانه! ...

    ادامه مطلب
  • خدا! چه میکنی با من!

  • نیلوبلاگ

    دیشب داشتم فکر میکردم،راست میگن! به همه میگم نه تا کی!خب معصومه چی میخوای، اگه خدا بهت بگه یه مردو خودت انتخاب کن برای ازدواج، تو اطرافت کسی هست بگی خدایا شبیه فلانی مثلا! خودمو کشتم تا یکی اومد تو ذه...

    ادامه مطلب
  • مراقب زودهای زندگیتون باشین، چون دیر میشن

  • نیلوبلاگ

    _ مرد خودساخته نباید زن خودساخته کنارش باشه چون از قدیم گفتن دو پادشاه در یک اقلیم نگنجند *هیچ وقت هیچ زنی پادشاه نمیشه، اگر مرد بتونه جایگاهشو با عشق تثبیت کنه _ خدا به داد همسرت برسه *چرا! _ با این ...

    ادامه مطلب
  • برای تو می نویـسم

  • نیلوبلاگ

    داشتم خاطرات عاشقانه ام با خدا را مرور میکردم... اینکه چه شد وابسته شدم! بعد از خواندن و تحقیق و جست وجوی نسبتا فراوان، چه چیز مرا بیشتر از همه درگیر او کرد! قدرتش!؟ مهربانی اش!؟ غضبش!؟ بهشتش!؟ جهنمش!...

    ادامه مطلب
  • تو ناب بودی و من خوشحالم

  • نیلوبلاگ

    دختر مجرد ِ موفقی ِ، قبلا مدرسه با هم،همکار بودیم بعدش رفت و چسبید به دفتر بیمه خودش، درآمدش فوق العادست و الان یه ماشین توپ زیر پاشه و بسیار قدرتمند در زمینه اقتصادی،ارشد حقوق و بسیار خوش فکر.با هم د...

    ادامه مطلب
  • برام مثل نوشیدن یه چای، زیر الاچیق تو هوای بارونی شمالِ

  • نیلوبلاگ

    خستگیم در رفت بین تموم دغدغه ها،این میتونست بهترین اتفاق باشه xa0خصوصا اینکه یادت بیاد یه روزی تو کلاس گفته بودی، رز آبی رو دوست داری کلاس ششمی ها عشق منن. مزه لواشکای سمانه هم شیرینِxa0 وقتی میدونه لواش...

    ادامه مطلب
  • درست وقتی نیاز دارم به توجهت

  • نیلوبلاگ

    امروز بعد از ساعت اداری رفتیم...مراسم بود و منو فائزه هم دعوت بودیم.برای اولین بار تو عمرم،منو با عنوانی صدا زدن که هروقت بهش فکر میکنم حالم یه جور خوبی بد میشه!خادم گرامی قرآن....خادم!خادم قرآن!من!چی شد خدایا!ایمان داشتم دوستم داری اما نه انقدر زیاد که چنین لقبی بهم بدی.من لایقش هستم!؟...

    ادامه مطلب
  • بسم اللّه الرحمن الرحیم

  • نیلوبلاگ

    امروز اولین روز دوره تجویدمون بود و یادم نبود یادداشت کنم. مدیر جاانم برای نیروهاش کلاس گذاشته و یک روز در هفته بعد از پایان ساعت اداری می مونیم که یاد بگیریم،یه گروه هم تشکیل دادیم و تکلیفامون رو بای...

    ادامه مطلب
  • حالم خوبه، اما تو باور نکن

  • نیلوبلاگ

    ناهارو بیرون بودیم بعداز ناهار،خیلی یهویی خیلی یهویی گفتم: بهناز یه سر بریم دانشگاه اونم گفت بریم راهو برگشتیم....دم در دودل شدیم بریم نریم،گفتیم میریم آقای فلانی رو میبینیم،همون آقای فلانی که ازعوام...

    ادامه مطلب
  • برای تو می نویـسـم...

  • نیلوبلاگ

    حسود شده ام!نسبت به تمام دخترانی که همسر با ایمان دارند...حسود نه! حسرت میخورم...دور هم که جمع می شویم، یکی می گوید: فلانی را دیدی!چه انتخابی داشت،عجب شوهر خوش تیپی دارد. فلانی رادیدی؟ عجب وضع مالی خو...

    ادامه مطلب
  • بزرگترین افتخار من....

  • نیلوبلاگ

    داشتم یه فیلم خارجی ترسناک و عاشقانه می دیدم تو روبیکا... تو این فیلم که اسمشو نمیگم:)جاوانگی و عمر ابدی برای خارجی ها مثل رویا بود،انقدر دست نیافتنی که مجبورن با تخیلات عجیبشون و باترکیب یه سری رفتار...

    ادامه مطلب
  • توقع مادرم از من!

  • نیلوبلاگ

    خیلی جدییییی بعد از خندوانه؛مامانم:اگه تو خنداننده شو شرکت میکردی حتما برنده می شدی هامن: :|مامانم:مثلا گفتم،کلا هرجا شرکت کنی موفق میشی منظورم این بود:)دوباره من: :|و اینبار مامانم: :))))...

    ادامه مطلب
  • یک سحر جاماندمو حال تورا فهمیده ام!

  • نیلوبلاگ

    دیشب سحری جا موندیم!مقصر من بودم که یادم رفت ساعتو زنگ بذارم. بیدار که شدیم دیدیم ای وای!تموم شد! یه روز بدون سحری! با خودم میگفتم، خدایا من با سحری آخراش رو به موتم،چه جوری نگه دارم روزمو!تازه افطار هم زیاد نخورده بودم که سحر رو غذای مورد علاقم جبران کنم.خلاصه توکل کردمو گفتم،خدایا اعضای بدن من به دستور تو فعالیت میکنن، خودت کمک کن، بهشون بگو امروزو راه بیا...

    ادامه مطلب